تبليغاتX
*love only*

*love only*

طنز

ماجرای طنز

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!

 

لطیفه


 

مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!


 

غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!)


 

یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!


 

جوک



 



      به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟



      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره!



     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشید شما از اون کارت پستال ها دارید که نوشته : عزیزم تو تنها عشق من هستی؟ مغازه دار گفت بله داریم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنید!



      پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


 


              غضنفر ماه رمضان زولوبیا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. یه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبیاها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه ... کسی به زولوبیا دست نزنه!   


 


 مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت  هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش.


 


 ها، ها، ها ...!


غافلگیری
از شخصی می پرسند «چرا قرص هایت را سر وقت نمی خوری؟»
پاسخ می دهد: «می خواهم میکروب ها را غافلگیر کنم.»
اشتباه


شخصی میخی را برعکس به دیوار می زد. دوستش از راه رسید و گفت: «تو اشتباه می کنی، این میخ برای دیوار روبه روست.»


دنیای گنجشکی
یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»


موهای سفید


پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصبانی می کنی، یکی از موهایم سفید می شود.»
پسر:« حالا فهمیدم که چرا پدر بزرگ همه موهایش سفید است.»


 طرفداری
دو شکارچی با هم صحبت می کردند. اولی پرسید:« اگر خرسی به تو حمله کند، چه می کنی؟»
دومی: «با تفنگ شکارش می کنم.»
اولی: « اگر تفنگ نداشته باشی، چه؟»
دومی:« می روم بالای درخت.»
اولی:« اگر آنجا درخت نباشد، چی؟»
دومی: «خب، پشت یک صخره پنهان می شوم.»
اولی: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومی:« توی گودالی دراز می کشم.»
اولی: «اگر گودال هم نبود؟»
در این موقع، شکارچی دوم عصبانی شد و گفت: «داداش!  بگو ببینم، تو طرفدار منی یا خرسه؟!


 پشیمانی
شبی ملانصرالدین خواب دید که کسی ۹ دینار به او می دهد، اما او اصرار می کند که ۱۰ دینار بدهد که عدد تمام باشد. در این وقت، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید. پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دینار را بده، قبول دارم.»


بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 6:26 PM  توسط محسن  | 

اینم چند تا مدل لباس

+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 6:22 PM  توسط محسن  | 

تقدیم به عشق

** من آهنگ غريب روزگا رم. غمي بي انتها در سينه دارم. تمام هستي ام يک قلب پاکست. که آن را زير پايت مي گذارم.

 يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد ...

 

گفتم به گل زرد چرا رنگ مني افسرده و دلتنگ چرا مثل مني، من عاشق اويم که رنگم شده زرد تو عاشق کيستي که هم رنگ مني

 

 

آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد

امشــــب از باده خرابم کن و بگذار بميــــــرم مســـــت درياي شـــــرابم کن و بگذار بميــــــرم قصـــــه ي عشـــــق به گوش من ديوانـــــه چه خواني بس کــــــن اين افســــــانه و خوابم کن و بگذار بميــــــرم

 

   عشق است بياييد خيانت نکنيم... با غير رفيق خود رفاقت نکنيم... عشق است نه عادتي که هر روزه شود... عادت بکنيم به عشق عادت نکنيم...  **

 

+ نوشته شده در  86/12/17ساعت 8:9 PM  توسط محسن  | 

  ** صدها هزار بار دگر هم كه بد كني حتي نيازموده مرا هم كه رد كني حتي بدون اينكه نگاهت به من رسد سياره هاي دورتري را رصد كني وقتي كه در مقابل اين رود سر به زير در بند بند حافظه ات واژه سد كني ديگر نمي تواني از اين شعر بگذري يا افتخار تازه ي من را لگد كني دارم درون شعر خودم رشد مي كنم تا قبل از اينكه قافيه ام را جسد كني من احتمال تازه اي از زنده بودنم صدها هزار بار دگر هم كه بد كني **

** از دوستي با نادان بپرهيز، چون او مي خواهد به تو سود برساند، ولي از روي ناداني زيان مي رساند... از دوستي با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را هنگامي كه به شدت نيازمند او باشي رها مي كند... از دوستي با شخص بدكاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمت ها تو را مي فروشد... و از دوستي با دروغگو بپرهيز، چون او مانند سراب فريبت مي دهد. دور را در نظرت نزديك نشان مي دهد، و نزديك را دور جلوه گر مي سازد. **

 

** اگه پسرا نبودن كي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن كي خونه رو مي كرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد كيو ضايع مي كرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا كيو سر كار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا كيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن كي تو كلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن كي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن كي نمره هاش هميشه تك بود؟ اگه پسرا نبودنكي يك ساعت برات خالي مي بست؟ **

** ني ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره............ ...حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره .........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه فيش داره……………… پس يه کم فکره بابات باش کمتر بچت.**

** در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد ، بفرست براي ايرانيان تا يادمون بمونه چي بوديم **

**از خدا خواستم تا رنجم را کاستي دهد، خداوند پاسخ گفت: مخلوق صبورم! بهاي رنج تو دوري از دنيا و نزديکي به من است. از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد، خداوند پاسخ گفت: پرورش روح تو با تو اما آراستن آن با من. *از خدا خواستم تا از لذايذ دنيا سرشار سازد، خداوند پاسخ گفت: من به تو زندگي بخشيدم بهره مندي از آن با تو. *از خدا خواستم تا راه عشق ورزيدن را به من بياموزد، خداوند پاسخ گفت: اشرف مخلوقات من بالاخره دريافتي که چه از من بخواهي. به خاطر داشته باش که در مسيرعشق **

** روزي عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني **

** معلم گفت الف: گفتم او معلم گفت ب: گفتم با او معلم گفت پ: گفتم پيش او معلم گفت ج: خواستم بگويـم جدايي گفت: ديـگر بس است **

** ترکه داشته ميمرده به پسرش ميگه به مردم بگو ايدز داشتم! پسره ميگه چرا؟ ترکه ميگه : هم بيماري با کلاسيه " هم بعد از من کسي ننتو نميگيره **

** گر غرق گناهيـــم، ولي پــــــــاک سرشتيم حسرت زده ي يک وجب از خاک بهشتيم شــــــکرانه ي زايل شــدن ِ حالت اغمــــا از خوردن آن ميــوه ي ممنوعــه گذشتيـم هر چند که اليـــاس، بسي وسوسـه ها کرد امّا چو پــــري، بنــــده ي خنّــــاس نگشتيم غفلـــت بکُشد يونُــــس ِ جان، در دل ماهي چون غمزه ي هستـي به دل مزرعه کِشتيم افســــوس که اين مـــاه مبـــارک به سر آمد در دفتـــــــر اعمــــــال، ثــــوابي ننوشتيــم **

** چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟؟؟ **

 

** روزعشق هاي چتي است اگه عاشقم هستي برام بنويس((ع))اگه از من شاکي هستي بنويس((ش))اگه خيلي از من ناراحت هستي و قاطي کردي بزن ((ق))اين رو واسه همه اد ليستاد بفرست ببين چند نفر عاشقت هستند وچند نفر شاکي و قاطي **

** عشق آتش بود و خانه خرابي دارد پيش آتش دل شمع و پر پروانه يکيست **

** شخصيت ممتاز جهان است علي حاکم به زمين و آسمان است علي در روز غدير خم محمد فرمود مولاي چو من به انس و جان است علي فرارسيدن عيد باسعادت غدير روز ولايت و رهبري امير المومنين علي عليه السلام رو خدمت شما دوست عزيزم تبريک عرض ميکنم الهم اجعلنا من المتمسکين بولايته علي ابن ابي طالب (امين) دوستدار شما ياسر خليلي **

** مي رود عمر و نمي پرسيم ز خويش ره کجا منزل کجا مقصود چيست؟**

** خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم **

** چند ز دست خويش، فرياد كنم؟ از كـــرده خــــود كجا روم داد كنم؟ طـــــاعات مــــرا گناه بايد شمرى پس از گنه خويش چسان ياد كنم؟ **

** گوش کردن را ياد بگير! فرصتها گاهي با صداي بسيار آهسته در ميزنند! **

** مواظب افکارت باش که ميشود کردارت،مواظب کردارت باش که ميشود رفتارت، مواظب رفتارت باش که ميشود عادتت ، مواظب عادتت باش که ميشود خويت ، مواظب خويت باش که ميشود شخصيتت ، مواظب شخصيتت باش که ميشود سرنوشتت **

 

 

**در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي**

 

عجب صبري خدا دارد!اگر من جاي او بودم؛براي خاطر تنها يکي مجنونِ صحراگردِ بي سامان،هزاران ليلي ناز آفرين را کو به کو،آواره و ديوانه مي کردم.. عجب صبري خدا دارد!اگر من جاي او بودم؛به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،سراپايِ وجودِ بي وفا معشوق را،پروانه مي کردم. عجب صبري خدا دارد!... چرا من جايِ او باشم؟همين بهتر که او خود جايِ خود بنشسته و تابِ تماشايِ تمامِ زشتکاري هايِ اين مخلوق را دارد! وگرنه من به جايِ او چو بودم،يک نفس کي عادلانه سازشي،با جاهل ف?

  انواع مرد: اروپايي:يه زن داره يه دوست دختر(زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره) امريکايي: يه زن داره يه دوست دختر(دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره) ايراني:يه زن داره سي تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بيشتر دوست داره

 : عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست

  اگرکسي واقعاً تورو دوست داشته باشه ، بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم، ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش

 

+ نوشته شده در  86/12/17ساعت 8:9 PM  توسط محسن  | 

به نام خدا

** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً **

** فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد.  

 

از دوستي با نادان بپرهيز، چون او مي خواهد به تو سود برساند، ولي از روي ناداني زيان مي رساند... از دوستي با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را هنگامي كه به شدت نيازمند او باشي رها مي كند... از دوستي با شخص بدكاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمت ها تو را مي فروشد... و از دوستي با دروغگو بپرهيز، چون او مانند سراب فريبت مي دهد. دور را در نظرت نزديك نشان مي دهد، و نزديك را دور جلوه گر مي سازد. **

 

+ نوشته شده در  86/12/17ساعت 8:7 PM  توسط محسن  |